خرید بک لینک
متاسفم اون داد هایی که زدم اون یقه گیری ها رو باید نسبت به یه بی شرفی انجام میدادم که ندادم !!!!!!! ت.ن : من یه بزدلم !

برچسب: نویسنده: رادین بهرامی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 4:43

سوداگر جان روضه مکشوف می خوانم َ واسه خرید ماشین با واژه عشقم مجبورم کرد از هر کسی قرض بگیرم فکر کنم فقط خواجه شیراز و بهش رو ننداختیم و یه ماشین خریدیم که حتی رو کفشم خط نداشت که بتونه به بقیه پز بده که ببینید من چی سوار میشم !!!!! حالا این وسطا یه روز تو لب رفت و بدون اینکه بهم نگاه کنه با قیافه ناراحت و درهم گفت نکنه جایی پولی پس اندازی داشته باشی رو نکرده باشی چون زن و شوهر باید همه چیشون باهم باشه ؛یکین اصلا !!!! یه مریضی درونی داشت که ماشینی که با مصیبت پیدا کرده بودیم و جای خوشگذرونی های بعد عروسی دربه در شهر بودیم که کجا تمیزشو پیدا کنیم فروخت

برچسب: نویسنده: رادین بهرامی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 3:24

متاسفانه اغلب احترام هایی که واسه بعضی آدم ها قائل بودم از جنس احترامیه که موقع رانندگی واسه یه نیسان ابی قائلم !!!

پ.ن: ائینه و شمعدان نداشته و نخریده رو ببخشی هم داستانیست !!!

ت.ن: دیگه کتاب هم چاره ساز نیست ...

برچسب: هر روز که میگذرد,هر روز که از خواب بیدار میشوم,هر روز که از ما میگذره,هر روز که صبح بردمیدی, نویسنده: رادین بهرامی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 18:01

واسه خرید عید و عقد خواهرش 300 تومن بهم داد و تاکید کرد حواست باشه که دیگه ندارم بدما ،همینه فقط ! خودش هم همراهیم نکرد چون عید سال گذشته که اومده بود دعوامون شده بود بعدش و امسال زیرپوستی تلافیش کرد !!! و من دراز گوش نصف این پول کلی گشتم تا واسش لباس سایز تنشو گیر بیارم و بخرم تا اون برگرده بگه خواهرم واسه عقد به ما نیم سکه داده من باید لااقل سه برابرشو بهش کادو بدم !!!! ای تو روح این زندگی و دوست داشتن ...این جور وقتا باید فحش آبدار داد تا دلت خنک شه ولی خب نمیشه ... پ.ن: اینا یه برشن از یه زندگی که هر روزش واسه خودش یه داستانی بوده اینو گفتم چون تو فیس یه پستی

برچسب: اسمش همین است,اسمش همین است علیرضا آذر, نویسنده: رادین بهرامی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 18:01

به شوهرش که حقوقش 2800 میگه بمونی خونه که چی بشه باید کار کنی دیگه ولی به تو که درامدت 300 تومن میگه خب کار کجا بود که بره کار کنه !!!!!

پ.ن : آخ که چقد فامیلت برازندته زن !!!

ت.ن : ع.ف .م ببخش ...

برچسب: خرده شیشه,شيشه خورده,ژله خرده شیشه,خرده شیشه داشتن,خورده شیشه دسر,خوردن شیشه خورده,دسر شيشه خرده,ژل شیشه خورده,شیشه باران خورده,تعبیر خواب شیشه خورده, نویسنده: رادین بهرامی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 14:40

اولش که اولین لشگرکشی مورچه ها رو دیدم منم تو موضع دفاعی با مواد شستشوی قوی که موجود بود بهشون حمله کردم و خط مقدمشون منهدم کردم ... ولی باز از جاهای دیگه صف ارایی کردن .متم پاتک زدم .خلاصه هی کارمون این بود که با مورچه ها کشتی بگیرم تا در اولین فرصت یه سم قوی واسه ریشه کن شدنشون پیدا کنم در ضمن به همه هم شدید توصیه کردم که چیزی رو کانتر آشپزخونه نذارن حتی یه سیب گاز ده .البته اولش بود که مقرشون فقط درز مرزای مطبخ بود ... بعد پودر باشی و حس پیروزی که با پاشیدن سم در طرفه العینی می مردن و تو خودشون گلوله میشدن ،مورچه ها عقب نشینی تاکتیکی داشتن و من هم نفس راحت

برچسب: نویسنده: رادین بهرامی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 14:40

چند وقت پیش جایی خوندم ادم ها از چیزی تو خودشون در دیگران متنفر میشن یعنی یه بخشی از خودشون تو کسی می بینن که ازش متنفر میشن ....و حالا من فکر می کنم برعکسشم صادقه ....یعنی اگه از کسی خوشت میاد چیزی تو وجود اون ادم هست که احیانا خودت اونو نداری ....

نسرین مقانلو :" من معتقدم زندگی رو باید زندگی کرد چون بعد از 120 سال فرصت واسه خوابیدن زیاده....به خاطر همین خیلی فعالم شاید در شبانه روز سه یا چهار ساعت بخوابم ...."

حالا خوب دلیل دوست داشتن این زن رو می فهمم ....

برچسب: نویسنده: رادین بهرامی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 12:20

همدان جدا از بوعلی سینا که به خاطر کار زیادی که از مغزش کشیده بود جمجمه اش بزرگ شده بود یا بابا طاهر عریان که تو سفری که از سرما یخ زدیم و جز و من سارا کسی حاظر نشد بیاد سر مزارش و پرویزپرستویی هنرمند یا هانیه توسلی که همیشه منو یاد زنعمو مرضیه میندازه که دیگه زن عموم نیست البته ، تداعی کننده زنی هست که موقع رفتن خفیف نشد درست و حسابی رفت ..قشنگ جارو زد خونه و زندگیش و بعد رفت ...ندیدمت بانو ...اما اگر روزی جایی دیداری میسر شد سفت در آغوش خواهمت گرفت آخ یادم رفت فریدون مشیری نازنین ...

برچسب: نویسنده: رادین بهرامی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 12:20

پسر،پسر قند عسل ! مادرجان کمتر وول بخور خب ! این موهات که تاب می خوره دل آشوب میشم . بس که لیمو خوردم معدم نازک شد آخه پسر . قربون اون شومبولت بشم که قد یه نخوده . معده فدای سرت ، اگه قرار باشه یکسر سر کاسه توالت عق بزنم ، کی به این همه کار برسم . کار باید انجام بشه . بمیرمم باید همه چی درست و به موقع انجام بشه . قبل از تو هم همین بودم . آنفولانزا گرفته بودم . استخون دردی داشتم که گریم می گرفت .ولی چاره ای نبود . مهمون داشتم .آخ جات خالی ! همه جارو قشنگ دوبار وایتکس مالی کردم و از حال رفتم . تو هم حواست باشه تمییزی خونه خیلی مهمه .زن که گرفتی یه روز

برچسب: name,meaning,m,gif,and justice for all,definition,like clockwork,l,meme,es6, نویسنده: رادین بهرامی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 12:20

دوست مادرم تور ایتالیا .فرانسه گرفته بود ولی فرانسه رو به خاطر بمبگذاری کنسل می کنه ...تو ایتالیا یهو تصمیم میگیره که فرانسه ندیده برنگرده ...القصه میره کلیسا و از حضرت مسیح می خواد کاراشو ردیف کنه عیسی مسیح هم سریع حاجتشو میده و میرن فرانسه ...

پ.ن: بعد مدت ها سری به فیس بوک زدم ...و دیدم پیج بعضی دوستان رو با چه لذتی می خونم ...القصه اگه ادم خوب بنویسه نیاز نبست هی بگه به روزم بیاین منو بخونین ...مخاطبمم خودممم !

برچسب: اندر احوالات فیسبوک, نویسنده: رادین بهرامی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 12:20

نادر ابراهیمی نازنین نه این شکل خطاب کردن شما برای دهان من بزرگ است پس جناب آقای نادر ابراهیمی گرامی فقط شما می فهمید من گند زدم به همه باور های خودم یعنی چه ؟! چند سال پیش " ابن مشغله " شما را خواندم و انقدر لذت بردم که به فاطمه کمیلی هم هدیه اش کردم وچقدر حرف هایتان را قشنگ می فهمیدم ... و حالا بعد چند سال علی رغم میلم دوباره کتابتان را خریدم ... بماند چرا و داغ دلم تازه شد شاید ... شایدم کسی را پیدا کردم حرف توی دلم را بزند نمی دانم ... سوختم دوباره و نشد که اینجا ننویسمشان ... " ...هر سازش یک عامل سقوط دهنده است حالا چه مقدار باعث سقوط می شود مربوط اس

برچسب: گفت چرا نهان کنی,گفت دانایی که گرگی,گفت یافت می نشود,گفت هرسه نفرشان,گفت آنجا چشمه خورشیدهاست,گفت مستی زان سبب,گفت من مستسقی ام, نویسنده: رادین بهرامی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 12:20

وقتی از دکترها گفتی و بساز بفروشی بعضی هاشون یاد یه دکتر افتادم بسیار نامرد ولی جالبه یاد جکی افتادم که واسم تعریف کرده بود یه دکتر زنان بود که بساز بفروش هم بود نسخه رو اشتباهی واسه یه خانوم نوشته بود به علت رعایت اخلاق از بیان کامل لطیفه معذورم ...ولی کلی خندیدم باز هم ولی دکتر قلابی این دلیل نمیشه که اینجا نگم خیلی بی شرفی خیلی ... ت.ن : منم اقای شجاع نوری نازنین رو دوست می دارم ...

برچسب: عاشقتم مرد من,عاشقتم مرد زندگیم,عاشقتم مرد زندگی من,عاشقتم مرد,عاشقتم مرد خوبم,عاشقتم مرد مهربون,عاشقتم مرده من,عاشقتم مرد رویاهام,عاشقت مرد,مردم عاشقتم, نویسنده: رادین بهرامی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 12:20

داشتم کتری رو دوباره جوش می اوردم که وقتی چایی می ریزم داغ باشه و بعد بذارم سرد بشه تا بخورمش (خود این یه جور مرضه ) یاد همسایه خونه قبلیمون افتادم که همیشه صبح چایی دم می کردن و می ریختن تو فلاسک ...یه بار پرسیدم چرا تازه به تازه چایی نمی خورین تازه این تو اب یه طعم خاص هم می گیره ...خانوم همسایه گفت رامین معتقد اگه قرار باشه با این عادت من به چایی خوردن ده بار اب گرم کنم کلی گاز مصرف میشه و این اجحاف در حق بقیست ...یهو بعد این ذهنم شیفت شد به این که می رفت زیر دوش می نشست و اب باز می کرد و سیگار می کشید و ککشم نمی گزید که اب نازنین بی وقفه هدر می ره چون پولشو نم

برچسب: نویسنده: رادین بهرامی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 12:20

مهران مدیری نذاشت که من واسه سالگرد ازدواج مسخره ای که داشتم ،اینجا چیزی ننویسم ... پرسیدی ریسک نیست ادم کسی رو تو کمتر از دو ماه واسه یه عمر زندگی انتخاب کنه ؟! و من یاد جشن کذایی خودم افتادم که الکی لبخند می زدم و ادای ادم خوشحال رو در میاوردم واقعا چرا مریم هان ؟!؟!؟! من این ریسک رو کردم و گند زدم به همه اجزا و مراحل ازدواج ...روز عقد خوشحال نبودم ...تو پاگشاها خوشحال نبودم تو جهاز چیدن و خریدن خوشحال نبودم ...همش تصعنی بود و می دونستم که هیچی درست نیست و ادامه دادم ... حکایت سنگ اول و تا ثریا ...و درست نشناخته عقد کردن و دیوار کژی که به سالگرد هم نرسید ....

برچسب: نویسنده: رادین بهرامی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 12:20

صفحه بندی